امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 15 سال و 29 روز سن داره

مسافری از بهشت

یک ماه گذشت...

1390/8/1 16:45
1,741 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرکم!

یک ماهگیت مبارک!یک ماه گذشت از روزی که پای در آشیانه عشق ما نهادی

و گرمترش کردی...یک ماه گذشت از روزی که برای اولین بار در آغوشت کشیدم

و بوییدمت...چه زود گذشت!کاش کمی دیرتربگذرد..کاش فرصت بیابم برای لحظه لحظه

نفس کشیدنت...روزها میگذرند و من جز عکس های پیاپی راهی برای دربند کردن زمان

ندارم...میترسم این روزها بگذرند و من فراموششان کنم... فراموش کنم اولین قطره               

اشکی که در اتاق عمل بعد ازدیدنت از دیدگانم فروریخت...فراموش کنم اولین بار که

تن لطیفت را لمس کردم...اولین بار که مائده آسمانی خداوند را دروجود زمینی ام یافتم

و ذوق زده فریاد زدم مامان این شیره....و اولین بار که تو را مهمان این مائده آسمانی

کردم و بغضم در گلو شکست...اولین لبخندی که گرچه غیر ارادی و در خواب زدی ...

واولین بار که خندیدی ...   :

ماه دوم هفته 1:

 

کودک شما چگونه رشد می کند؟

دوران نوزادي كودك شما پايان يافته و از اين پس كودك شما يك شيرخوار محسوب مي شود.
شايد فكر كنيد كه قبل از اين هم نوزاد شما بسيار مي خنديده، اما در بيشتر نوزادان لبخندهاي غير ارادي كه ناشي از انقباضات عضلات صورت هستند مكررا رخ مي دهد. در همه كودكان، اولين لبخند واقعي در زمان مشخصي رخ مي دهد. پس خود را براي آن لحظه اي آماده كنيد كه نوزاد شما، پاداش مراقبتهاي عاشقانه شما را با يك لبخند شاد (البته با دهاني بي دندان!) كه فقط و فقط براي شماست، مي دهد. حتي اگر شما بدترين شب خود را هم گذرانده باشيد، اين لبخند قلب شما را آب خواهد كرد.

و براستی خنده تو قلبم را آب کرد...هیچگاه آن لحظه را فراموش نمیکنم که مرا

 مهمان نخستین خنده ات کردی نازنینم و خستگی یک ماه سخت را از تنم زدودی...

یکی از شادترین لحظه های زندگیم را به من هدیه کردی که حتی با یادآوریش

سرمست میشوم....

................................................

پسر کوچولوی من یک ماهه شد!  

 از 12 روزگیش که تازه به وزن وقت تولدش رسیده بود و شده بود3کیلو و 150

گرم تا سی روزگیش 850 گرم وزن گرفته و الان 4 کیلو شده پسملم.تپلی من!

ده روز دیگه چلش رد میشه و هردومون از زندان خلاص میشیم و حداقل میتونیم

بریم بیرون یه دوری بزنیم!بریم سر کار...بریم سفر...من پای قولم هستم و باز با

دست پر اومدم.به مناسبت یک ماهگی پسرم چند تا عکس نوزادی هنری ازش

گرفتیم با همکاری بابایی و فضاسازی آتلیه در منزل!کار سختی بود.ولی بالاخره

شد. هر سری یه عکس هنری هم براتون میذارم.

شیطونک

ما کلا پوزیشن شیطونیمون این شکلیه!

2

یک عاشقانه آرام...لالایی قلبم برای تو دلبندم....

فرشته کوچکم

و هدیه مامان برای تولد یک ماهگیت فرشته کوچک من!









پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان نینی طلا
1 آبان 90 18:42
سلام دوست عزیز.چقدر با احساس و قشنگ نوشتید
جوجه نارنجی ما
2 آبان 90 0:36
ا ماهگیت مبارک پسمل ناز.ایشالا 120 سالگیت خاله جونننننننننننن.اوخ قلبون اون عسکات برم خاله
خاله نسرین.مامان صدف و سپهر
2 آبان 90 9:15
نازی خاله قربون این دهن غنچت برم .چرا شما نینیا همتون وقتی خیلی کوجولویین اینقدر تعجب میکنین و دهنتونو غنچه میکنین؟ آخه صدفیم همین شکلی میشد.راستی راستی دنیا اینقدر براتون تعجب انگیزه؟!میدونم حتما یه تصور دیگه ای ازش داشتین اما..... حالا خاله جونی تازه از راه رسیدی هنوز گرمی بذار کم کم متوجه میشی که از کجا اومدی به کجا میری !!! الهی سلامتو پاک پاک مثل همون فرشته ایی که بودی بمونی.
خاله نسرین.مامان صدف و سپهر
2 آبان 90 9:17
خاله جونی اینقدر حرف زدم اصل کاری یادم رفت . تولد یک ماهگیت مبارک. ایشاالله 120 سالگیتو جشن بگیری در کنار مامان با سلیقه و مهربون و بابایی خوبت.
مامان باران
2 آبان 90 22:49
چه پسر خوشگلی ماشاا... یک ماهگیت مبارک خاله جون
سعيده
4 آبان 90 17:34
سلام عزيزكم
خوبي؟
خوشحالم كه نيني نازتو مي بينم،خيليييييييي با نمك شده...عسيسم....
فيگور هميشگيش خيلي عسل
متنتو خيلي دوست داشته بيدم...
مواظب خودت باش...خيلي زيادتر از هميشه



خاله نمیدونی چقدر آقا شدم که!شبا با مامانم میخوابم میذارم اونم بخوابه لطف میکنم بهش!
مامان باران
5 آبان 90 11:26
امیر حسین عزیز 1 ماهگیت مبارک خاله
فاطره
7 آبان 90 0:29
فاطیما کلی از نوشته هاتو خوندم هنوز اشکام دارن میزیزن..جقد بااحساس نوشتی..دلم سبک شد ولی دلتنگ تر از همیشه شدم..دلم برای تو برای امیرحسین کوچولوی خاله وبرای بابایی پوریا تنک شد..اشکمو در آوردی فاطیما...


اینجا زمین است.ساعت به وقت انسانیت خواب است..عجب موجود سخت جانی است دل..هزاربار تنگ میشود..میسوزد..میمیرد و باز هم میتپد...


خوش اومدی فاطره جون...جات تو وبلاگم خیلی خالی بود
مامان ریحانه
7 آبان 90 13:53
سلام مامان قشنگ یک ماهگی گل پسر مبارک تا جشم بهم بزاری انشاله جشن تولد یکسالکیشو میگیری بجه ها زود بزرگ میشن انشاله که هم خودت وبابایی وامیر حسینم همیشه سلامت باشید وگل لبخند زینت بخش زندگیتون باشه
منا مامان الینا
7 آبان 90 14:30
ای بابا من هرچی اینجا مینویسم تولدت مبارک این نی نی وبلاگ قبول نمیکنه امیر حسین عزیزم تولدت مبارک
هستی و لبخند
9 آبان 90 0:15
سلام عزیزم این شاه پسر ما ماشاالله خوردنی شده بد جور دیگه .... یه ماچ کوچولو به جای من از اون دستای نانازش بکن عکسای هنری عالین ایده شده که منم از نی نی خواهرم بگیرم ممنون
مامان نفس
9 آبان 90 16:12
مبارک باشه منم تبریک میگم انشاله زیر سایتون همیشه سلامت و شاد باشه گلم
محدثه
1 آذر 90 20:36
سلام فاطمه جون پسر ت خیلی خوشگل واقعا که ازبهشت اومده


مرسی محدثه نازنینم
راحله
10 فروردین 91 20:33
سلام فاطمه جووون خوبی عزیزم؟ من این روز ها خیلی خیلی سخت میگذره برام...هوراد من الان 8 روزشه..خیلی شب ها اذیت میکنه.هر یک ساعت و نیم تا نهایت 2 ساعت از خواب بیدار میشه شیر میخواد خیلی خسته شدم....واقعا بی خوابی اذیتم میکنه...درد سینه هم که هیچ....!!! حسابی زخمی و دردناک شده.کی میشه از اب و گل در بیاد؟؟؟؟ کی خوابش تنظیم میشه؟دیگه واقعا نا امید شدم....گاهی به خودم میگم چه غلطی کردم....یکم بهم روحیه بده داغونمممممم راستی کی ببرمش ختنه کنم؟؟؟ قطره آ د به نینی میدی؟ من حتی هنوز دکتر نبردمش فقط تو بیمارستان ویزیت شده...راستی واسه دل دردهاش چیکار میکنی؟ دیشب منو کلافه کرد منم بهش عرق نعنا دادم!!!!!! دعام کن.....